فیلم های سایت

آخرین مطالب

Thumbnail راجر هارابینتحلیلگر محیط زیست بی‌بی‌سی 15 اوت 2019 - 24 مرداد 1398 مطالعات نشان داده است که حتی در محیط بکر قطب شمال هم برفی که از آسمان می بارد حاوی ذرات ریز پلاستیکی است. دانشمندان گفتند که صرف...

کرگدن و گورخر

کرگدن و گورخر

من در این داستان خدا را میبینم خدایی که به کرگدن فرمان میدهد گورخر را نجات دهد.
کرگدن، گورخر کوچک را دید که در گل و لای فرو رفته و هر چه تلاش میکند نمیتواند خود را نجات دهد. او میدانست که گیر کردن در گل و لای چقدر رنج آور است و میدانست که گورخر کوچک، بدون کمک شانسی ندارد. میتوانست فکر کند که او مسئول مشکلات دیگران آن هم مشکلات گورخرها نیست
 
و خودش گرفتاریهای خودش را دارد و راهش را بکشد و برود ولی بی هیچ فکری جلو رفت و گورخر کوچک را از گل و لای بیرون کشید، روی زمین گذاشت و رفت. او چیزی نمیخواست، نه منّتی بر گورخر یا کس دیگری داشت، نه دنبال تحسین و تقدیر دیگران بود، نه پیرو دین و آیینی بود و نه خدایی داشت که به واسطۀ این کار نیک او را در آخرت با کرگدنهای خوش سیما و خوش پیکر محشور کند یا هفتاد نوع بلا را از او و خانواده اش دور کند یا به زندگی او برکت (علف و برگ) بیشتری ببخشد. او دنبال هورا و لایک و عزت و احترام هم نبود. وقتی میخواست به گورخر کوچک کمک کند فکر نکرد که او یک گورخر است و نه یک کرگدن، فکر نکرد آیا این یک گورخر آسیایی است یا آفریقایی. فکر نکرد که "آیا نسل گورخرها در حال انقراض است یا نه و آیا این گورخر ارزش کمک کردن را دارد؟"... او قادر نبود فلسفه بافی کند. فقط میدانست که گیر کردن در گل و لای خیلی رنج آور است (شاید خودش هم قبلاً این را تجربه کرده بود) و میدانست که میتواند به این رنج گورخر پایان دهد. پس این کار را انجام داد و با پاها و صورت گلی به راه خود ادامه داد. به همین سادگی بود کرگدن و فلسفۀ او...آخر او "فقط" یک کرگدن بود و تا "اشرف مخلوقات" خیلی فاصله داشت!!!

 

Pin It

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما را در شبکه ها دنبال کنید...