حسین پیروز میدان

محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر ؛ یعنی ماه قربانی شدن برای خدا ؛ محرم ماه تبلور عینی پیروزی حق بر باطل – عاشورا یعنی دگر گون شدن معاد لات  بشری . دستگاه تبلیغاتی یزید او را برحق وجمعیت کثیری را با خود همراه کرده بود تابدانجا که نیاز به گمانه زنی و یافتن پیروز میدان نبود؛ در یک سوی بیش از سی هزار نفر و در سوی دیگر میدان تنها هفتاد دو فدایی و اینجا بود که آیه شریفه قرآن کریم تبلور یافت  و کشته شدگان پیروز میدان شدند ؛ آیه ۲۴۹ سوره بقره تجلی می یابد: «کَم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ»در پیروزی امام حسین و یارانش همین بس که بعد از گذشت قرن ها یاد و راه او زنده و آرزوی همراهی برای همیشه جاودان .

چرا حسین پیروز میدان شد

استفاده ابزاری یزید از دین ریشه در ناباوری قلبی او به دین اسلام داشت ؛ میگساری میکرد و میگفت به دین مجوس عمل میکند ؛ مخالفین را سر می برید و مدعی اجرای اوامر دین محمد است . یزید همانند پدرو پدربزرگش ابوسفیان هرگز به دین اسلام اعتقادو باور نداشت یزید بر بستر جهل و ناباورانی همفکران و همانند خویش برکرسی قدرت تکیه زده بوددر پی رسیدن به آمال و آرزوی های دنیوی خویش بود ؛ برای شناخت یزید کی به عقب بازگردیم و ابوسفیان را واکاوی نماییم .ابوسفیان علیرغم پیروزی لشکر اسلام و فتح مکه ایمان نیاورد بلکه پس از چند روز وانمود به مسلمانی کرد نکته جالب توجه اینکه خداوند بی ایمانی ابوسفیان را در سن پیری در حالی که نابینا بود خطاب به اطرافیان خویش می گفت : آنچه را محمد گفته دروغ است را برملا فرمود. در وصف ابوسفیان که فی الواقع ریشه اصلی جنگ و نزاع حق و باطل و تبلور آن در روز عاشوراست را میتوان در گفته او مورد تامل قرار داد: پس از رسیدن عثمان به خلافت، ابوسفیان نزد وی و در جمع امویان گفت: اکنون که گوی خلافت به دست شما افتاده، آن را در میان خود بگردانید و نگذارید که از دستتان بیرون افتد.

آری یزید حکومت را برای رسیدن به آمال و آرزوهای و متاع دنیا خواست ولی حسین در پی حکومت نبود حسین در مقابل یزید ایستاد چراکه یزید از امام درخواست تایید رفتار او را داشت رفتاری که سراسر مکر و حیله وفریب و بازی با دین بود .

در مرام یزید خبری از آخرت و حساب و کتاب نبود و هرچه بود این دنیا بود و بس .تفاوت امام حسین در طریق زندگی را میتوان در شب عاشورا یافت آن هنگام که امام حسین به هزاریار خود فرمود همه ما کشته میشویم دِین را از شما برداشتم اصراری به ماندن نیست و در پایان خطاب به هفتاد و دو نفر باقی مانده فرمود : اگر در بین شما کسی هست که بدهکار است و در دل او گذشته که بدهکاری اش را نپردازد از میان ما برود که جهنمی است .آری تمام تفاوت در این نکته نهفته که یزید اصلا باور به آخرت نداشت .فی الواقع خدایی را قبول نداشت.

در مقابل حسین تمام امور عالم را تحت کنترل و اراده خداوند میدانست ظلم و تعدی را مخالفت با اوامر الهی و دستگیری مظلوم را رضایتمندی خالق .

نگاهی گذرا و اجمالی  به راز و نیاز امام حسین با خالق هستی گویای عظمت حسین و ایستادگی او در مقابل بی خدایان است : فراز هایی از دعای عرفه 

ای همدم تنهایی هایم!ای فریاد رس غم و غصه هایم!ای ولی نعمت هایم.

حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی داردو…

جهل و نادانی من عصیان وگستاخی من تو را بازنداشت ازاینکه راهنمایی ام کنی به سوی صراط قربتت وموفقم گردانی به آنچه رضاوخوشنودی توست

پس هرگاه تو را خواندم پاسخم گفتی.هرچه از تو خواستم عنایتم فرمودی هر گاه اطاعت کردم قدردانی و تشکر کردی و هر زمان که شکرت را بجا آوردم بر نعمتهایم افزودی و اینها همه چیست؟جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟!

من کدام یک از نعمتهای تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟

پایان سخن اینکه ؛ حسین در روز عاشورا نقاب ریا و تزویر را از چهره مسلمان نماها زدود دین واقعی محمد را غبار روبی کرد .امام حسین در روز عاشورا به جهانیان آموخت دفاع از فطرت پاک آدمی حمایت جهان هستی را به همراه خواهدداشت و فطرت آدمی بر پایه راستی و صداقت استوار است .مصداق این امر آنست که در میان هر جامعه ای باشید و شما را صادق و امین در امانت یابند مقبول و مورد احترام خواهید بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *